السيد موسى الشبيري الزنجاني

6421

كتاب النكاح ( فارسى )

همچنان كه اگر سكوت به خاطر تقيه باشد ، دلالتى بر اعتبار و امضاى فتوايى كه در مرآى و منظر ائمه عليه السلام بوده نخواهد داشت . بديهى است كه آن بزرگواران در طول حدود دويست و شصت سال ، فرصت‌هاى فراوانى براى بيان نظر خود داشته‌اند و نبايد پنداشت كه در تمام آن مدت پيوسته در خلوت و جلوت در حال تقيه بوده‌اند . اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه مورد بحث عبارت از اجماعى است كه مدركى براى آن ذكر شده كه نفياً و اثباتاً بر چيزى دلالت ندارد . بنابراين در مواردى كه مدرك اجماع در معنايى ظاهر و روشن است و در عين حال ، فقها و مجمعين بر خلاف آن فتوا داده‌اند - كه از آن كشف مىشود دليل خاصى بر خلاف ظاهر اين مدرك وجود داشته و به همين جهت آنان از ظهور آن رفع يد كرده و بر خلاف آن فتوا داده‌اند - مطلب ديگرى است كه مربوط به اعراض مشهور مىشود و بحث جارى متوقف بر طرح ابحاث آن نمىباشد . همچنين يادآور مىشويم كه بحث صرفاً كبروى است ، يعنى محل بحث عبارت از موردى است كه صغراى اجماع محرز بوده و ترديدى در تحقق آن وجود نداشته باشد . بنابراين ، مواردى كه اجماع مطرح شده ثابت نيست ، خارج از مورد بحث خواهد بود . ناگفته پيداست كه احراز اتصال به زمان معصوم و تحقق صغرا گرچه در مواردى بسيار دشوار به نظر مىرسد ، ليكن نبايد آن را غير ممكن دانست . وقتى انسان مثلًا در همين مسائل مورد بحث ، تعداد زيادى كتاب را نگاه مىكند و متوجه مىشود كه اين مسائل محل ابتلا بوده و پيوسته در همه ازمنه مورد بحث و نظر فقهاء بوده است ، بر فرض هم كه قطع پيدا نكند بالاخره به رضاى معصوم اطمينان پيدا مىكند . « 1 » زيرا مسائل محل ابتلا را حتى به علم عادى نيز نمىتوان

--> ( 1 ) - زمانى در منزل يكى از شخصيت‌هاى بزرگ بودم ، او اصل صغراى اجماع را مورد ترديد قرار داده و دعواى اتفاق را مشابه شهادت دادن به نفى مىدانست و مىگفت : در دنيايى با اين وسعت ، با وجود اين همه عالم و فقيه در اين گوشه و آن گوشه ، در اين شهر و آن روستا ، در اين محل و آن ديار ، و در اين زمان و آن زمان ، چگونه